کوه قاف، در فرهنگها و باورها

پدیده آتشفشان در طول سالیان دراز از عمر کره زمین، همواره به وقوع پیوسته است. هر آن زمین که بامر حق آنرا زلزله خواهد رسید مرا فرماید تا رگی از رگهای خود بجنبانم که با آن زمین پیوسته تا آنرا زلزله افتد ( کشف الاسرار ج 9 ص 274: و جهت اطلاع بیشتر از این کوه ر. حکمتیار می گفت: «با بمب گذاری شروع می کنیم.» من گفتم: اگر با جنگ مسلحانه آغاز می کنی خوب، و گرنه این برنامه هایی که تو داری به ویرانی و تباهی کشور می انجامد و از آن سودی عاید ما نخواهد شد که به نفع جنبش ما باشد.

س: می گویند مردم پنجشیر با قیام شان در سال های اول جهاد یعنی سال 1358-1979 میلادی در کنار تان ایستادند، قیام مردم از کجا شکل گرفت، شما چطور اعتماد مردم را جلب نمودید و نبرد مسلحانه ی مجاهدین چگونه شروع شد؟ س: می گویند، بعد از شکست تپه ی سرخ اولین جلسه را در دشت ریوت درخانه ی حاجی متین برگزار کردید، چند نفر بودید؟ ج: ما تا هنوز کاملاً برای نبرد با نیروهای دولتی آمادگی نداشتیم، در حال سازماندهی مجاهدین بودیم که جنگ از طرف کمونست ها در دشت ریوت بر ضد ما آغاز گشت. حمله ی اولی را که پشت سر گذاشتم.

در حال رفتن در بازار آمل که زمین پر از گل ولای بود ، شتر لغزید وبر زمین افتاد وپایش شکست ؛ مردم جمع شدند تا بار از پشت شتر بردارند . در حالی که ما با خبر شدیم که نمایندگان سپاه چهلم، که با ما بر سر آتش بس مذاکره کرده بودند، توسط مقامات قوای شوروی زندانی شده بودند و به آنها گفته شده بود که با دشمن سازش کردید ولی در دور دوم مذاکرات به توافق نرسیدیم و جنگ ها از نو شروع شد.

در آنجا آموزش جنگ های چریکی را شروع کردیم. خواسته ی حکمتیار این بود که من فرارکنم، ولی من استقامت کرده، تا کودتای ضیاء الحق آنجا ماندم. ج: گفتم که نجیب موضوع پهلوان احمدجان را بهانه قرارداد، احمدجان در شابه بود، من هم در شابه بودم. در این زمان جمعه خان از حزب اسلامی در اندراب راه بندان ایجاد کرده بود، راه تدارکاتی را بسته بودند، در پنجشیر قحطی آمده بود، شوروی ها پی درپی حمله می کردند. بازهم مردم و مجاهدین فشارها را هم از جانب مجاهدین – حزب اسلامی- و هم از طرف ارتش سرخ تحمل کردند.

بازهم نیروهای دولتی درپی دستگیری ام بودند. در همین سال نیروهای دولتی و شوروی ها در اعنابه و پشغور قرارگاه نظامی درست کردند؛ چرا که عبور و مرور قطار های حمل و نقل شان در این مناطق در خطر بود. به من گفتند، قومندان امین و ابراهیم با خلقی ها سازش کرده و می خواهند تسلیم نیروهای دولتی شوند. قاضی امین که آمد، بابر، ملک یونس، وکیل احمد خان پاکستانی به ایتالیا رفتند و استاد ربانی به عربستان سعودی و ترکیه رفت. در خاطرات سرلشگر ارفع چنین آمده است که رضاشاه به اهمیت آغری داغ توجه ای نداشت. مسیر پر برف اما برفکوبی شده بود با توجه به سنگینی کوله ها با سرعتی منطقی حرکت خود را ادامه دادیم تا در ساعت ۸:۴۵دقیقه به مسجد صاحب الزمان در ارتفاع ۳۰۰۰متر رسیدیم.آنجا صبحانه کوچکی خورده کمی استراحت کردیم و بعد از گرفتن چند عکس در ساعت ۹:۱۰ دقیقه حرکت خود را به سمت محل شب مانی یعنی بارگاه سوم در ارتفاع ۴۲۰۰متر آغاز کردیم.خوشبختانه هوا بسیار مساعد بود و در راه تعداد قابل توجه از کوهنوردان دیده میشدند که به سمت بارگاه حرکت میکردند.بخاطر وجود تیمهای دیگر در منطقه برفکوبی زیادی نداشتیم.در بین راه در چند جا توقف های کوتاهی داشتیم و با دیگر کوهنوردان حاضر در منطقه خوش و بشی کردیم.

معلومات ریاست معادن ولایت بدخشان نیز نشان می دهد که در مربوطات ولسوالی های کران و منجان، زیباک (قسمت دره توپخانه)، قسمت یفتل پائین سنگلیچ اشکاشم ولایت بدخشان، نشانه های معدن سلفر وجود دارد؛ اما کمیت آن تا کنون مشخص نشده است. کوه احد، کوهی سرخرنگ در منطقه حجاز عربستان، در حدود ۴ کیلومتری شمال مدینه است. ایبکس، روباه، خرس، گراز، پلنگ، سارگپه، غاز، دارکوب، کرکس و عقاب از مهمترین حیوانات این منطقه کوهستانی البرز میباشند.

ج: در هنگام شب شوروی ها در آن نواحی کوهستانی نیرو پیاده کرده و از دو طرف صوف پیشروی می کنند. آب و هوای این شهر معتدل کوهستانی است و باغات فراوانی دارد. س: در سال 1362-1983 میلادی شوروی ها در قرارگاه قول شابه از طرف شب، کوماندو پیاده کردند که قومندان شاه نظر و تعدادی از چریک هایش را در صوف غافلگیر کرده بودند، از این عملیات چیزی به خاطر دارید؟ جریان را جویا شدم که حقیقتاً قصد تسلیم شدن دارند، ظاهراً موضع درست می کنند. س: گفته می شود، چندین بار به جان شما سوء قصد شده، از آن جمله به وسیله شخصی به نام کامران، آیا وی از طرف نجیب الله مأمور سوء قصد به جان شما شده بود؟

آیا تا خود چشمه مسیر ماشین رو وجود داره؟ س: آیا والدین تان با این کارهای شما، آن هم در آن سن و سال کم، شما را ملامت نمی کردند؟ مجاهدین باید مردم عصبانی را همراهی مر کردند. در کل، ما از این آتش بس سود بیشتری بردیم که بعداً نمایندگان سپاه چهلم به آن امر اعتراف کردند. سه هزار مرکز ثلاث و محال بود که در تمدن های کهن مرکز مبادلات اقتصادی سیاسی و اجتماعی سه بخش مهم طالقان و الموت و تنکابن بود.

داکتر عبدالحی و بیرنگ در کوه بودند، آنها را با خود بردم. ۴. سستی و نزاع داخلی مسلمانان؛ خدا در آستانۀ جنگ احد به آنها وعدۀ پیروزی داده بود و این وعده را هم محقّق کرد و در مرحلۀ اول مسلمانها پیروز شدند، اما بعد از آن پیروزی سست شده، با هم به منازعه پرداختند و این منازعه پیروزی آنان را به شکست تبدیل کرد. حکمتیار به سران پاکستانی ها گفته بود: «مسعود نمی گذارد ما کودتا کنیم.» من به خانه حکمتیار بودم که یک موتر پاکستانی آمد آنجا، مرا با خود به مرکز پولیس بردند، در آنجا با یک صاحب منصب کلو و بابر روبرو شدم، همین دو نفر حکمتیار را رشد و پرورش داده بودند، در همین زمان بود که انجنیر ایوب هم سر رسید، ما به عمق توطئه پی بردیم و تفنگچه های خود را کشیدیم.

من آنها را در یک عمل انجام شده قرار داده بودم، البته خود آگاهانه راهم را برگزیده بودم و والدین من هم چیزی نمی گفتند. در آتشفشان نوع پله که در جزیره مارتینیک قرار دارد، مجرای آتشفشانی به وسیله گدازه بسیار لزج و خمیری شکلی مسدود می شود و در نتیجه گازها و بخارات برای خود سوراخ و راهی در دامنه و پهلوی کوه پیدا می کنند. وی ادیب و فقیهی بود که به سال ۳۵۸ هَ . به سمت نیمروز کشیده شده بود. 3- دسته اى را به فرماندهى عکرمه در سمت چپ گمارد. عبور قنات از سمت شرقيِ آن، به آن بخش آسيب رسانده است; به طوري که آثار آن قابل مشاهده است.

آنان که بر خروج از مدینه اصرار داشتند، از پافشاری بر رأی خود رنجیدند و گفتند: شایسته نیست خلاف رأی پیامبر(ص) رفتار کنیم. آخرین بار در سال ۲۰۱۷ خروج گاز و گدازه از دهانه این آتشفشان دیده شده است و تا به امروز نیز به شکلی خفیف ادامه دارد. سپس تانک ها در یک عمل بر عکس و پیشی بینی نشده، رادیو کابل و ارگ داود خان را بگیرند و کودتا شکل بگیرد و اجرا شود. روی این امید که در کابل کودتا خواهد شد، نبرد را با سلاح های کمی که داشتیم، آغاز کردیم، ولسوالی های حصه اول، حصه دوم و رخه را تصرف کردیم.

دیدگاهتان را بنویسید