کوه بیستون (نقش برجسته و کتیبه داریوش بزرگ، مجسمه هرکول، فرهاد تراش و)

اما احزابی که خواستار تغییر اوضاع در جهت مثبت اند ناگزیر اند ریشه های نا بسامانیهای امروز افغانستان را پیجویی نموده و راه های نجات و بیرون رفت را نشانی بکنند. احزابی که در صدد حفظ وضع موجود(ستاتسکو) اند شاید نیازی نداشته باشند سوای متهم ساختن رقبای شان در پی تحلیل اوضاع واقعی اجتماعی و اقتصادی افغانستان برآیند. نقص هر دو برداشت بالا در عدم توجه عمیق به ساختارها و نهاد های اجتماعی مشخص و متعدد کشور یا چشم پوشیدن بر صورتبندیهای اقتصادی و اجتماعی واقعی افغانستان بوده است. ما با تشریح ساختار ها و نهاد ها ریشهً مشکلات را آشکار می گردانیم، با اسلوب های سازنده طرق حل معضلات را تدوین می نماییم، برنامه ها، مشی ها و پیشنهاد های مان را با مسؤولیت در جامعه مدنی در معرض مباحثه و انتقاد قرار می دهیم؛ تا باشد که انحصار مدیران بحران و فاجعه درهم شکند و جامعه قادر گردد با چشم باز، داوری آزاد و قلب پر امید برای مشارکت در تعیین سرنوشت خویش گامی دورانساز بردارد.

چنین تصوری نه غلط و واهی است و نه هم با یک چشم بهم زدن به وجود می آید. آنچه ما تحول اجتماعی می خوانیم در حقیقت مجموع تغییراتی است که در طی یک مدت زمان به صورت پیهم در ساختارهای یک جامعه پدید می آیند. آنچه ما تا کنون چیزی به نام تحرک، توسعه (انکشاف) و مدرن سازی جامعه افغانستان می شناسیم، تکانه هایی بوده اند که از جانب نخبگان کهن و”از بالا” آغاز گردیده اند.

از همين تافته است که هر بار به تناسب قامت باشندگان “جامعه بومی اوليه”، “آريانای باستان”، “خراسان کهن” و “افغانستان معاصر” جامهء نوی بافته می شود. بر خلاف جوامع چين و نيم قاره هند که ويتفوگل Wittvogel در اثر مشهورش بنام “استبداد شرقي” آنرا جامعه “آبيار” می خواند و نقش نظام آبياری مرکزی را عمده جلوه می دهد، در سرزمين کوهپايه های هندوکش، نظام آبياری مصنوعی، مطابق به نيازمنديهای حوزه ای و سمتی و حتا بعضاً دهکده ای به وجود آمده است.

بعد از خواندن نماز کوله پشتیها را به لابی هتل آوردیم اما هرچه منتظر ماندیم خبری از ماشین نشد. اما همیشه به دور حلقه ی آتشفشان، کوه گنبدی شکل به وجود نمی آید. آن نخبگان کهنی که منسوب به حلقه های سیاسی بالایی و قدرتمند بوده و بر پرچم شان شعار ترقیخواهی را نوشته بودند؛ بدون استثنا محافظه کارانی بوده اند که ایدئولوژی رسمی شان سرشار از سخنان عاطفی و ارزشهای ملی و مذهبی بوده اند؛ لاکن مجوز این ترقیخواهی ایشان تا بدانجا بوده است که مشروعیت سیاسی آنها را مورد سوال قرارندهد.

با چنین بینشی به آزادی انسان ارج می گذاریم و می خواهیم انسان ها از اجبارات و سرکوب های بیرونی رهایی یابند و کلیت خیر را در پیوند با سایر افراد جامعه آگاهانه و مستقلانه برگزینند. اکثراً نخبگان عامل سیاسی در گذشته ها و حتا تا کنون یا بر یکی از وجوه جامعه یعنی فرهنگ و دین پا فشرده اند و یا اینکه همه ی قضایای مربوط به تحول اجتماعی در افغانستان را بر بستر یک روند هدفمند و مقدر تاریخی مفروض دانسته و از جمله پیش فرضهای “مبارزه طبقاتی” در یک “جامعه فئودالی” را برجسته می ساخته اند. در ایالت نخجوان آذربایجان نیز غاری به عنوان غار اصحاب کهف معرفی شده است .

در این اشاره سنگنبشته بیستون کنده شده به دست سمیرامیس ملکه اسطوره ای آشوری معرفی شده و بیستون را (Bagastanon oros) معرفی کرده است. تشکر میکنم از زحمات شما عزیزان که جاهای ناشناخته ایران زمین ما را شناسایی و معرفی میکنید. در دامنه جنوبی سبلان هم چشمههای گوگردی پرشماری را میتوان مشاهده کرد که درجه حرارت آب آنها به ۴۰ درجهی سانتیگراد هم میرسد و تنها فعالیت آتشفشان خاموش سبلان محسوب میشوند. لیکن در بحرآباد نیز به خواسته خود نرسید و لذا رخت سفر بر بست و در سبزوار اقامت گزید.سبزوار در این ایام مأمن شیعیان اثنی عشری بود.

در نتيجه می توان گفت: در سرزمين هندوکش از آن روابط توليدی ای که در آن مالکيت اشتراکی حاکم بوده، تا روابط اجتماعی و اقتصادی ای که در آن دهکده به حيث يک واحد توليدی با مالکيت خصوصی بوده، و نظام ارباب رعيتی که در آن ارباب در کنار قشر سياسی مجزا از روابط توليدی بر مسند قدرت تکيه زده، و بالاخره توزيع نوبتی اراضی يا “ويش” وجود داشته، که همراه با “اقتصاد واحه”، توليد و استفاده از چراگاه ها، سيمای اين انسامبل توليدی شکل نهايی به خود می گيرد.

سلسله کوه های هندوکش که از شمال شرق به جنوب غرب امتداد دارند، برخی از قله های آن بيشتر از 6000 متر از سطح بحر بلند بوده، و همراه با کوه بابا و سفيد کوه، نه تنها به حيث حايل طبيعی در بين مناطق و اقوام مختلف کشور قرار گرفته اند، بلکه اين سلسله کوه با خصلت برفگيری اش، سرچشمه درياهايی نيز می باشد که از اينجا نشأت نموده، و بدين ترتيب نظام آبياری، بستر زمينهای زراعتی و در فرجام روابط توليدی را نيز معين و مشخص می گرداند. ارتفاع قله آن از سطح دریا برابر با هشت هزار و ۸۴۸ متر (۲۹٬۰۲۸ پا) می باشد؛ این کوه در رشته کوههای هیمالیا در مرز منطقه ساگارماتای نپال و تبت در کشور چین قرار گرفته است.

در مسیر صعود به این قله سر سخت خطراتی چون بیماری های ارتفاع ، انواع سرمازدگی و یخ زدگی اندام ، پدیده های خطرناک هواشناسی و … تفاوت ارتفاع ميان سرچشمه های اين درياها و سطح زمين، استفاده کشتی رانی و بالاثر توسعه تجارت را در اين دريا ها دشوار ساخته است، لاکن استفاده زراعتی در دو کنار اين درياها و توليد انرژی از آنها ممکن می باشد. نظام آبياری ای که با استفاده از اين دريا ها، و در رابطه با حفر نهرها، چاه ها، ارهتها و کاريزها پياده گرديده است؛از يکسو در دو طرف بستر درياها، درشيله ها، چراگاه ها و زمينهای هموار، موجب شگوفايی زراعت گرديده است، و از جانب ديگر بازيگران سياسی و اجتماعی مانند خان، ملک، و ميرآب در بخشهای مشخصی مقام و حيثيت خاصی احراز کرده و نقش ويژه ای را بازی می نمايند.

اکثراً در اينجا امپراتوريها کوشش نموده اند تا اختيارات و صلاحيتهای بازيگران مربوط به آبياری مصنوعی، به ويژه نقش ميرآب را به سود ميرآب فراسمتی محدود نمايند، لاکن اين امر با دشواريهای زيادی روبرو گرديده است، و در کنار جذب مازاد توليد زراعتی توسط نيروهای حکومت مرکزی، و يا عدم توزيع “خراج بيروني”، منجر به فرار قدرتهای پيرامونی از محور قدرت مرکزی گرديده است. او سفری به مکه کرد و با صاحب “مرآهٔالعالم” مصاحب بود.

در سال ۱۸۰۸ نیز بریتانیا چندین نفر را همراه با دوربین نقشه برداری طرح نقشه برداری مثلثی بزرگ هند را آغاز کرد اما بعد از گذشت چندین سال بخاطر مسائل سیاسی پروژه نقشه برداری متوقف شد. این روستا در دهستان بلده شرقی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۹۷۹ نفر بودهاست. در راه، چند نفر از یک گروه دیگر که از هموطنان کرد زبانمان بودند، سوار شدند. ریسمانی بر ستون بسته دیدند و شیخ خلیفه از آن به حلق آویخته و خشتی چند در پای ستون بریکدیگر نهاده، چنان که پای بر آن خشتها نهند و گردن بدان ریسمان رسد.

دیدگاهتان را بنویسید