پاسخ داریوش رجبیان به ابراهیم عثماناف: «من تاجیکم، یعنی ایرانی

امتیاز آشکاری که بین خط پهلوی و خط و زبان های شرقی ایران بوده در مسئله “هُزْوارشْ” است، که به دست کاتبان وارد رسم الخط پهلوی شد چنین که لغاتی را به زبان آرامی نوشته و به پارسی میخواندهاند، و ما از این مقوله در فصل خطوط به تفضیل گفتگو خواهیم کرد، این رسم در نوشتههای “تورفان” و آثار مانی دیده نمی شود لکن در دو قباله ی ملک اورامان و کتیبه های اشکانی و “درخت آسوریک” موجود است و معلوم می شود که در پهلوی اشکانی نیز موجود بوده است.

چنان که قبلا بدان اشاره شد، و باز هم در جای خود ما از این اوراق، لغات و بعضی مختصات آن گفتگو خواهیم کرد. یکتعداد این آثاربه کمک پولیس بین المللی وکشورهای دوست به افغانستان برگشته که درطی چند سال اخیرفعالیت مثبت مراجع رسمی کشور، بخصوص کارکنان موزیم ملی افغانستان و برخی ازنمایندگی های فرهنگی سفارتخانه ها را درخارج ازکشور نشان میدهد. پنجشیری ها در زمانه های قدیم حتماُ از نقطه نظر لباس چیزهای ممیزه و مخصوص داشته اند که در اثر رفت و آمد زیاد بکابل و تماس با اهالی همجوار مخصوصاُ کوهستانی ها و کوهدامنی ها از میان رفته است.

اين در حالي بود که مشرکان در وادي به راحتي رفت و آمد مي کردند و هيچکس مانع آنان نبود. زبان فارسی باستان بعد از انقراض دولت هخامنشی از میان رفت – یعنی زبان رسمی کشور تغییر یافت – و در عهد اشکانیان که بار دیگر کارها به دست ایرانیان افتاد، رفته رفته زبان پهلوی شمالی و شرقی که زبان اقوام “پرثوی” بود رواج گرفت و پس از ترک یونان مأبی سکه ها و سایر اسناد ایران با زبان ایرانی و به خط آرامی نمودار گردید. چنان که گویند خوتاینامک به امر یزدگرد شهریار تدوین گردید. و بعض آن ها علی التحقیق متعلق به دوره ی اسلامی است مانند “دَینْ کِرْتْ” تألیف موبد “آذر فرنبغ” معاصر مامون عباسی و غیره، معذلک ممکن است ترجمه هایی از اوستا از قبیل قسمت هایی از یشت ها و قسمت هایی دیگر اوستا که به زبان پهلوی است و فصولی از بندهش که از کتاب های معتبر سنت مَزْدیَسنُی است و “درخت آسوریک”، “خسرو کواتان وریذکی”، “ایاتکار زریران” و غیره در عهد شاهنشاهان تألیف یافته باشد و نیز قسمت عمده از داستان های ملی مانند “کارنامک اردشیر”، “خوتاینامک” و “آیین نامک” محتمل است که به دوره ی ساسانیان به پیوندد.

کتیبه های کوچک دیگر که در دربند به فرمان امیران آن جا نقر شده و تاریخ آن ها اواخر عهد ساسانیان است. کتیبه ی اردشیر اول در نقش رستم، که به سه زبان (پهلوی ساسانی و پهلوی اشکانی و یونانی) نوشته شده است. آتشفشان یک ساختمان زمین شناسی است که به وسیله آن مواد آتشفشانی (به صورت مذاب ، گاز ، قطعات جامد یاهر سه مورد)از درون زمین به سطح آن راه می یابند.

مطالب آن ها دینی و اخلاقی است و لغات دری که در پهلوی جنوبی دیده نمی شود در این اوراق دیده می شود و با پهلوی جنوبی بسیار تفاوت دارد؛ آن اوراق به زبانی است که بلاشک پایه ی زبان مردم سمرقند، بخارا و بنیان زبان قدیم مردم خراسان شرقی محسوب می شود و پایه و اصل زبان دری را نیز بایستی در این زبان جستجو کرد. در این دوره، خط و زبان رسمی خط و زبان پهلوی است که آن را برای تفکیک از پهلوی قدیم “پهلوی جنوبی” می نامند خط پهلوی جنوبی نیز از الفبای آرامی گرفته شده است و با خط شمالی تفاوت هایی داشته است که بعد گفته خواهد شد؛ اما زبان پهلوی جنوبی یکی از شاخه های فارس قدیم محسوب میشود و به واسطه ی دخالت اصطلاحات مذهبی و لغات شکسته بسته ی اوستایی و اختلافات دیگری که از حیث بعض لغات، صرف و نحو با پهلوی شمالی داشته است لهجه ای از لهجه های پهلوی به شمار میآید.

و رساله ای است به پهلوی در مناظره ی نخل و بز به شعر دوازده هجایی، مخلوط به نثر که گویا در آغاز منظوم بوده است و بعد ابیات آن کتاب مغشوش و دست کاری شده است و فعلا نثر و نظمی است مختلط و این کتاب هم برحسب عقیده ی “هرتسفلد” به لهجه ی پهلوی شمالی است و نامش “درخت آسوریک” است. ابراهیم عثماناف: اسلام کریماف ماه ژوئن سال ۲۰۰۰ در کاخ باربد گفتهبود: در ازبکستان عائلهای (خانوادهای) نیست که تاجیکی را نداند یا نفهمد. کتیبه های متفرقه متعلق به بعد از اسلام نیز به دست آمده است که مهم نیست.

مردم هزاره طبق رسوم پیش از اسلام در اول بهار، با شادی و خوشی تمام، نخستین محصول شیریشان را به سر این مزار میآورند و به صورت نذری صرف میکنند. کتیبه ی شاپور اول که بر روی ستون جلوخان عمارت شهر شاپور فارس به دو زبان ساسانی و اشکانی کنده شده و اخیرا کشف شده است. روح ساختارهای اجتماعی قطعه قطعه و نامتمایز چنان در اعماق اندیشه های اولیای امور لانه کرده است که استحکام مهمترین اصل یک جامعه سیاسی یعنی دولت را به بازی گرفته و جامعه را باز به دوران اداره ملیشه ای می کشاند. جنوبگان (ناحيه قطب جنوب) : به صورت يك قطعه خشكي تقريباً مدور در جنوبي ترين قسمت كره زمين قرارگرفته است شبه جزيريه باريكي كه از اين سرزمين جدا شده و به سمت آمريكاي جنوبي كشيده شده است پالمر نام دارد.در اين منطقه،خليج هايي وجوددارد كه به نام كاشفان آن ها رأس و دل نام گذاري شده اند.

در سمت چپشان کوه رماه وجود داشت که توسط تنگه عینین به کوه احد متصل شده بود و انتهایش در لشکرگاه دشمن بود. کتیبه ی شاپور اول در نقش رجب که به سه زبان مذکور نوشته شده است. در الوند دو کتیبه، اول از داریوش بر کوه نزدیک روستای عباس آباد به قرب همدان به سه زبان موجودست که دارای دو بند می باشد، یکی در ستایش اهورامزدا، دیگر در معرفی خود و پدرش، کتیبه ی دوم از خشایارشا در دو بند درست مانند کتیبه ی پدرش. پیشنهاد اول دره آرزو منطقه حفاظت شده و سوم پارک محلی افغانستان اعلان شود.

کتیبه ی پهلوی ساسانی از شاپور سوم که در سمت چپ کتیبه ی شاپور دوم در طاق کوچک طاق وُستْان کنده شده است. 2- در همدان کتیبه ای از طرف اردشیر دوم بر پایه ی ستونی که در موزه ی بریتانی است به سه زبان نوشته شده است که خود و پدر و خانواده ی خویش را معرفی کرده است و اهورمزد و اناهیتا و میثره (مهر) را ستوده و از بنای اَپَدانه ای در همدان خبر می دهد که وی بنا گذارده است. سه دیگر “دَشْداسَک” چهارم “وَهِیَ ویش داپایَ” پنجم “من خرشادَ شی یا” که گویا نام های خاصی است.

مطالبی را فعلا تحت عنوان اداره و ارتباط آن با عنعنات و کلتورا سلامی و افغانی می خوانیم، اصلأ نمونه یی مخلوطی است از سیستم اداره و منجمنت در ساحات خیلی دور از تمدن شرق و تمدن غرب ولی خیلی ها معتبر تر از تمدن غرب .بسیار وسیع بوده مطالب خیلی زیادی را دربر می گیرد، زیرا که هر منطقه از کشور عزیز ما افغانستان دارای یک عنعنه و کلتور ورسم و رواج خاصی است ، بطور مثال اگر به یک ولایت نظر به اندازیم ، در هر والسوالی آن عنعنات جداگانه که شباهت بسیار کم با هم دارند، وجود وجود دارد حتی در یک ولسوالی هر قریه از رواج ورسم مخصوص خودرا دارد، همینطورهر قوم و قبیله ، باز گذشته از آن اقوام کوچی ما رواج و رسم خود را دارند، قبائیل آنطرف خط تحمیلی دیورند هم رسم و رواج بخصوص خودشان را دارا هستند.

افغانستان یک کشور کوهستانی است 650 هزار کیلومتر مربع مساحت دارد و نفوس آن در حدود به 39500000 سی و نه ملیون و پنجصد هزار نفر بالغ میشود که در شهر ها و دهات زندگی دارند. کهنه ترین سندی که از پهلوی جنوبی در دست است سکه های شاهان پَرَته دار فارس است. سوای این گردآوردها باز هم قسمت هایی هست که یادآوری نشده از قبیل “اندرچ پیشینکان” در 4 فقره و 280 کلمه که جزو متون پهلوی انکلساریا صفحه 39 به طبع رسیده است و “چیتاک اندرچ فریودکیشان” که از صفحه ی 41 تا 50 متون مزبور به طبع رسیده و مجموع آن 1820 کلمه است و “اندرچ ویه زات فرخ پیروژ” در صفحه ی 73 همان کتاب تقریبا 466 کلمه، و “اَپَرْپنج خیم هُوسْروان” در همان کتاب از صفحه ی 129 الی 131 در 260 کلمه، دیگر “اَوَرْپتمانی کتک خوتائیه” از صفحه 141-143 همان کتاب در 459 کلمه ی دیگر “واچکی چند هچ وژرک متر” صفحه ی 85 و “افسون گزندگان” و قسمت های بی سر و ته دیگر که باز در همان کتاب طبع شده است و مهم تر از همه “ماتیکان هزارداتستان” یعنی “گزارش هزار فتوای قضایی” است.

46- اندرچ اتورپات مار سپندان (چهار یک این رساله از میان رفته است به نظر “وست” نسخه ی کامل آن اگر در دست بود شامل تقریبا 3000 کلمه می شد، وست کتاب خاصیت روزها را که با این رساله همراه است نیز در ذیل همین عنوان یاد کرده است و گوید مجموع آن شامل 300 کلمه است اندرز مذکور و سی روزه ی ضمیمه ی آن در متون پهلوی انگلسار یا صفحه 58 تا 71 طبع شده و نگارنده آن را به نثر ترجمه کرده و به بحر متقارب بنظم آورده است و در سال دوم مجله ی مهر به طبع رسیده است.

کتیبه ی پهلوی که در قاعده ی کعبه ی زردشت در نقش رستم به وسیله ی هیأت حفاری دکتر اشمیت به سال (1315 هـ.) حفاری و پیدا شده است، ولی متأسفانه دوباره روی آن را گچ مالیده و پوشانیده اند و هنوز قرائت نشده است. قدیم ترین آثاری که از خط و زبان پهلوی در دست است دو قباله ی ملکی است که در ایالت اورامان کردستان چند سال پیش به خط پهلوی اشکانی و به زبان پهلوی بر روی کاغذ پوست به دست آمد و تاریخ آن مربوط به صد و بیست سال پیش از میلاد مسیح است و قبلا بدان اشاره شد.

دیدگاهتان را بنویسید