معمایی کشف نشده

دراین کتاب تاریخی معلومات مهمی در باره مذاهب بدخشان بازتاب یافته است.اهل سنت دربدخشان حسب معمول در وادی های هموار وحاصل خیز و اهل تشیع و پیروان مذهب اسماعیلیه در مناطق کوهی سکونت داشتند.چون امیران کشور بدخشان همه اهل سنت بودند ،بنابرآن از روی تعصب پیروان سایر مذاهب رابه مناطق دوردست میراندند. اکنون دراینجا موضوعاتی راکه در تاریخ بدخشان بازتاب یافته اند بصورت فشرده واجمال تذکر میدهیم.ساحه خاک، وسعت وسرحدات بدخشان در نتیجه جنگ های تهاجمی که اکثرا با چپاول مردم واشغال ویسرای جنگی همراه بود،گاه گاهی دستخوش تغیر میگردید.درعصر شگوفایی وترقی بدخشان به این مرز ها محدود بود: از سوی جنوب به سلسله کوه های هندوکش،از شرق کوهستان پامیر ومرز های چترال،از شمال دریای آمو وازغرب مرزهای قطغن مناطق خانان اوزبیک.

در زمان این شهزاده جنگ های داخلی در بدخشان آغاز گردید ومیان شهزاده حسن ومحمد عمر خان حکمران رستاق تشنج پیداشد که در زور آزمایی برد به طرف محمد عمر خان بود.دراین هنگام امیر مظفر امیر بخارابا استفاده از وضع بحرانی میخواست بدخشان را متصرف شود،بدین منظور میر عالم خان پسر سلیمان بیک امیر اسبق بدخشان راکه در بخا را فراری بود ،باسلاح وپول تجهیز نموده وهدایت دادکه در بدخشان مداخله کند .او متیقین بود که میر عالم خان پس از فتح بدخشان از وی تابعیت خواهد کرد.

در زمان جنگ دوم افغان و انگلیس هنگامیکه شماری ازشهر های افغانستان توسط قوای بریتانیا اشغال شده وحکومت مرکزی ازبین رفته بود،بار دیگر بدخشان ازافغانستان مجزا گردیده ونیروهای افغانی درهم کوبیده شد. باباخان پسر نصرالله خان بحیث امیر بدخشان مستقل بر تخت حکمرانی جلوس نمود.آنچنانکه تاریخ بدخشان توضیح میداردباباخان پس از مدتی از امارت بدخشان خلع شد وشهزاده حسن پسرمیر شاه به تخت امارت نشست. بر روی هر ۵ ستون، تصویر اهورامزدا به چشم میخورد که در حال پرواز است. تاریخ بدخشان بزبان شکر ریز پارسی محلی به قلم میرزا سنگ محمد بدخشی ومیرزا فضل بیک سرخ افسر نگاشته شده که بگمان اغلب در آن زمان زبان نوشتاری نه تنها در بدخشان بلکه درتمام قلمروی سیطره زبان پارسی در آسیای میانه انکشاف نیافته بود.تاریخ بدخشان یکی از نخستین اثر نوشتاری است که درآن گفتار عامیانه بکار رفته است.این اثر که با آیات قرآن مجید ،اشعار شعرای پیشین چون سعدی ،حافظ وهمچنان اشعار خود نویسندگان آمیخته است که یکی از یادگار های بس مهم تاریخی وفرهنگی سرزمین بدخشان بشمار میرود.

به چندی از آنها که خیلی مهم اند ومعلومات عمومی را درباره تاریخ بدخشان درسده های هفدهم الی نزدهم در بر دارند، بصور ت مختصر مراجعه میکنیم. “کوه نوردی کلاسیک یک فعالیت کلا پر هرج و مرج است که تنها معیارهای آن ممکن و غیرممکن هستند.” وی همچنین در جای دیگری اینچنین می گوید: ” بدون خطر مرگ کوهنوردی دیگر کوهنوردی نیست ، ولی در کوهنوردی من دنبال مرگ نیستم ، دقیقا بر عکس من سعی در زنده ماندن دارم ، اما زنده ماندن بدون وجود خطر مرگ نیز بسیار آسان است .

در باره اشکال زمینداری فیودالی اطلاعاتی وجود ندارد.درتاریخ بدخشان تنها از زمین های « جاگیری» و اوقاف نام برده شده ،مگر این موضوع ونظم زمینداری واستفاده از زمین در دیگر منابع مربوط به تاریخ و فرهنگ بدخشان بصورت مفصل شرح یافته است. منبع دیگریکه درآن وقایع بدخشان ثبت شده اثر ب.ا.احمدوف است که در سال ۱۹۸۲ در تاشکند نشر یافته ودر آن به ویژه مناسبات میان خاندان میر یاربیک خان حکمران بدخشان وحکمرانان بلخ بررسی میشود.دراثر ن.ل.لوژیتسکی که درسال ۱۹۸۶ درمسکو به چاپ رسید ،معلومات ضمنی در باره مناسبات بدخشان وچترال در سده نزدهم درج گردیده است.شرق شناسی روسیه برای اینکه تحقیقات وپژوهش های همه جانبه را درباره تاریخ بدخشان انجام داده باشد،سعی ورزیده تا ازمنابع اصلی ودست اول استفاده نماید .بنا برآن در سال ۱۹۵۹ تا ریخ بدخشان به اهتمام ا.ن.بولدریف در دانشگاه دولتی لینینگرادبا شمار اندک به چاپ رسید.این کتاب در حقیقت امر همان تاریخ قدیم بدخشان است که به زبان پارسی به خط نستعلیق به شیوه نوشتاری شکست تحریر یافته ،نقل اصلی آن در کتابخانه آثار خطی انستیتوت شرق شناسی روسیه در بخش لنینگراد حفظ است واز روی آن عکس برداری وتکثیر شده است.

بدین ترتیب کتاب تاریخ بدخشان توسط دو میرزا به خط شکست نستعلیق نوشته شده و اکنون در کتابخانه آثار خطی عتیقه در انستیتوت شرق شناسی شهر سنت پیترزبورگ قرار دارد.درین کتاب نشان داده میشود که بدخشان پیش از تهاجم واستیلای قبایل افغان به این سرزمین کشور آزادومستقل بوده است. یاران غار شماری خداپرست بودند که اندکی پس از میلاد مسیح و پیش از گسترش مسیحیت در زمان فرمانروایی یکی از پادشاهان روم باستان با نام دقیانوس در سرزمین فیلادلفیا زندگی میکردند و همگی جز یکی از آنان که چوپان بود از بلندپایگان (اشراف) و درباریان بودند و ایمان خود را پنهان نگاه میداشتند.

اولین صعودها مربوط به هزاران سال پیش میشود، اما شکل امروزی این ورزش ریشه در قرن هجدهم و نوزدهم در اروپا و کوههای آلپ دارد. دراین کتاب تاریخ معلومات مفصل درباره اقامت امیر آینده افغانستان عبد الرحمان خان در قلمروی بدخشان وجوددارد که از ترکستان روسی به آنجا فرار نموده بود.در سال ۱۸۷۹ محمد عمر خان حکمران اسبق رستاق که قبلا به کولاب گریخته با عبدالرحمان خان پیوسته بود،پس ازتسخیر بدخشان توسط عبدالرحمان خان،بحیث حکمران بدخشان تعین شد. در شهر فیض آباد مرکز امارت بدخشان چندین مدرسه ومکتب فعالیت داشت که در آنها برای تدریس علماوفقها ازهندوستان دعوت میشد.

بلکه بهترین کوهنورد کسی است که سعی می کند بزرگترین کارها را انجام دهد و زنده بماند. هومن آپرین کوهنورد ایرانی مقیم آمریکا بعنوان نخستین ایرانی در سال موفق به صعود اورست گردید. در ساعت ۸:۳۰ صبح بعد از ۶ ساعت صعود به قله اصلی پازنان که ارتفاع آن با GPS باشگاه ۱۹۷۱ متر اندازهگیری شد، رسیدیم. کوهنوردی که بالارفتن از کوه هم خوانده میشود، ورزش یا تلاش در جهت دستیابی به نقاط مرتفع یا قله در مناطقه کوهستانی میباشد که عمدتا برای لذت بردن از صعود انجام میگیرد. در سال ۱۹۵۰ اولین هشت هزار متری صعود شد.

در این آئین که همه ساله برگزار می شود مردم بنای امامزاده را با گچ سفید میکنند تا هم مستحکم و هم زیبا شود.این روستا در دهستان سههزار قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۵۶ نفر بودهاست. این روستا در دهستان گلیجان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۳۶۲ نفر بودهاست. نسخه دوم تاریخ بدخشان دراندیجان نزد شخصی بنام فضل بیک دریافت شد ، که دراین کتاب نه تنها نسخه خطی سنگ محمد موجود بود بلکه دوام تاریخ بدخشان تا آغاز سده بیستم رااحتوا مینمودو توسط شخص مالک کتاب یعنی میرزا فضل بیک سرخ افسر که سالی چند در بدخشان میزیسته تحریریافته بود.میرزا فضل بیک دوام تاریخ بدخشان رابعداز میرزا سنگ محمد بدخشی تا سال ۱۳۲۵ ه.ق.(۱۹۰۷ع.) در شهر آش نوشته وتکمیل نموده است.

ستین بنام های « سریندیا» و«آسیای داخلی» درج است.در اثر اول شرح مفصلی درباره تاریخ چترال ومستوجه وچگونگی تهاجم بدخشانیان در عصر حاضر به چترال وهمچنان ارقام باستان شناسی تاریخی واخان وجود دارد. در آن عصر مديريت حوزه بابل با آيت الله شيخ محمد حسن بارفروشي معروف به « شيخ کبير » بود و شکوه و رونق بسيار مي داشت. پس از آن تاریخ کوهنوردی با حرکت به سوی صعودهای شاخص و سختتر تا به امروز به تکامل خود ادامه داده است. اگر چه این لغت برای صعود کوههای آسان نیز به کار برده میشود، اما درستتر آن است که استفاده از واژه کوهنوردی به شرایطی محدود شود که شرایط خاص زمین و هوا امکان بالقوه خطر را ایجاد کرده و برای ایمنی استفاده از تجربه الزامی میباشد.

صبح روز صعود ساعت ۲ بیدار شدیم. همگی لباس یکدستی را که روز قبل برای اعضای گروه تهیه شده بود پوشیدیم و چند عکس یادگاری در حیاط هتل گرفتیم. او در نامهای به یکی از ناشرها نوشته بود که از عدد دوازده به این دلیل استفاده کرده که در یک روز دوازده ساعت وجود دارد و این رمان داستان آخرین روز زندگی یک افسر دولتی سابق معتاد به الکل را تعریف میکند. با این حال آیا هیچ کس در وجود چنین آیتى مى توانست تردید کند و بگوید چون خودش را نمى بینم و تنها آثارش را مى بینم نمى توانم به آن ایمان بیاورم؟

در غرب نقش برجسته داریوش اول و در دامنه کوه بیستون، دیوار حجاریشده عظیمی به چشم میخورد که آن را با نامهای متعدد همانند فرهاد تراش، فرتاش، فرای تاش و همچنین تخت فرهاد میشناسند. کوهنوردی هنر زنده ماندن در شرایط سخت است که شامل خطر مرگ هم می شود . در واقع ورزش کوهنوردی عنصر چالش را درون خود دارد که در تعاریف مختلف و دیدگاههای گوناگون می توان آنرا مشاهده کرد. ترجمه این کتاب بزبان روسی نیز موجوداست .چون خوانش این اثر به خط شکست نستعلیق برای خوانندگان خالی از اشکال نیست،نخست میخواستم آنرا اززبان روسی به زبان فارسی برگردانم اما بعد متوجه شدم که متن کتاب بزبان روان وخیلی زیبای سده های ۱۷-۱۹ میهن مان تحریر یافته که خواندن آن به خوانندگان عزیز خیلی خوش آیندوسهل خواهدبود.صرف من کاری انجام داده ام که آنرا ازخط شکست نستعلیق با استفاده از متن روسی به خط چاپی عادی فارسی برگردانم.برخی اشکالی که در نوشتاری وخوانش آن بچشم میخورد آنرا ازروی نسخه روسی بررسی نموده حل ساختم.

۱۹۱۸) درکابل به نشر رسید.اطلاعات در باره بدخشان دراین اثر اساسا در مورد تاریخ بدخشان در نیمه سده نزدهم میلادی بوده وچگونگی الحاق آنرا به کشور افغانستان شرح میدهد. ی.مینایف عالم شرق شناس روسیه در اوایل سالهای هشتاد سده نزدهم بااستفاده وتحلیل از منابع موجود اثری زیر عنوان « معلومات درباره کشور های منطقه علیای آمودریا» نوشت که درسال ۱۸۷۹ درسنت پیترزبورگ به نشر رسیده ودرآن معلومات مبسوط درباره بدخشان وجوددارد.نخستین اثر تاریخی در ارتباط با تاریخ بدخشان رساله یی بود که توسط و.و.بارتولد در سال ۱۹۱۰ در « دایرت المعارف اسلام» زیر کلیمه بدخشان نگاشته شده ودرآنجا تاریخ بدخشان صرف تاسال ۱۸۷۳ (تسخیر بدخشان توسط قبایل افغان) شرح یافته ،اما دوره پس ازسال ۱۶۴۹ ( تسخیر بدخشان توسط اقوام اوزبیک) کمتر تشریح شده است.البته این یک امر مسلم است ،زیرا هنگامیکه بارتولد این اثر را تهیه مینمود ،به منابع نه چندان زیادی دسترسی داشت.

در سال ۱۹۷۴ت.گ.ابایف رساله یی بنام « شرح تاریخ بدخشان» در شهر تاشکند نشر کرده ودرآن برمبنای معلومات منابع شرق، مواد آرشیف ومواد مفصل فرهنگی اطلاعات مربوط بجوانب هستی بدخشان راجمعبندی وتصنیف نمود.دراین رساله مناسبات اجتماعی واقتصادی این کشور و روابط خارجی بدخشان در نیمه دوم سده نزدهم به بررسی گرفته میشود. ۱۶۵۸ ع.) ودرباره تاریخ قطغن ،پامیر،واخان ، شغنان،درواز وروشان با نقشه جغرافیای آنها وشرح وقایع ولایات قطغن وبدخشان افغانستان درکتابی باز تاب یافته است که توسط یکی از رجال دولتی افغانستان بنام کوشککی درسال ۱۹۲۴ ع. در اثر دوم درباره تاثیرات سیاسی چین بالای شغنان وبدخشان تشریحات صورت گرفته وراه های مواصلاتی تاریخی را از چین به بخارا از طریق کنار رودخانه پنج توضیح میدارد.

نتیجه آن رفتار غلط سیاسی انتخاباتی را امروز با نگاه به آمار و ارقام با چشمان خودمان مشاهده می کنیم. باید گفت که تاریخ بدخشان یگانه اثر یادگاری است که تا زمان ما باقی مانده ونه تنها معلومات گرانبهادرباره تاریخ سیاسی بدخشان ارایه میکند بلکه مواد مستنددرباره ترکیب قومی ودینی مردم بدخشان وحیات اجتماعی و فرهنگی این کشوررا دربر دارد. ترکیب قومی بدخشان چنان است که اکثریت مردم آن تاجیک بوده وبه زمینداری و زراعت اشتغال دارند.گروه اتنیکی اوزبیک نیز دربدخشان وجود دارند که اساسا مردمان کوچی ومالدار بوده وبه زمینداری نیز سروکار دارند.قوم اوزبیک بیشترشان به قبیله قطغنی،قارلیغ،بورکیاوایتمات تعلق داشتند.درمناطق کوهستانی بدخشان شمالی گروه های نژادی ایرانی زبان چون وخی ها،اشکاشمی ها روشانی ها،شغنانی ها وغیره حیات بسرمیبرند.هزاره ها ،بلوچ ها ،قلماق ها وکاشغری ها نیز در قلمروی امرای بدخشان سکونت داشتند.کاشغری ها عمدتا در فیض آباد ونواحی آن مسکن گزین بودند.دراین جا ازافغان ها نام برده نشده( که تعداد آنها در ابتدادر بدخشان ناچیز بود،اما پس از الحاق بدخشان به کشور افغانستان در اثر سیاست حکومات افغان مبنی بر نقل مکان قبایل افغان به مناطق حاصل خیز اشغالی به شمار آنها افزوده شد) .در بدخشان اقلیت قیرغیز نیز سکونت داشتند.

دیدگاهتان را بنویسید