رسانه مجازی نگاه – کوه صفه اصفهان – ايران، طبيعت و صنايع دستی

ذكر شده است، بلكه همة حوادث مهم مانند جنگ رستم و اسفنديار نيز در سيستان رخ مي­دهند. با توجه به اين نكته كه در شاهنامه فردوسي و همچنين در اوستا، سخن از غرب ايران، شهرها، اقوام و يا سلاطين آن در ميان نيست و با توجه به اينكه حوادث بزرگ آغاز تاريخ ايران در اين دو منبع، در شرق ايران رخ مي­دهند، مي­توان پذيرفت كه ايران­ويج در هرحال در شرق ايران امروزي قرار داشته است و با زابل و كابل و سيستان و بلخ هم­ مرز بود.

او میان سالهای ۳۵۶ الی ۳۶۹ – ۳۶۷ تا ۳۸۰ هجری- درگذشته است،منطقی از بزگان علم و ادب بود که توانست ادبیات ایرانی را در کشورهای عربی جا بیندازد. بناها، راهها و استحکامات قلعه به گونه ای طراحی شده که کسی نمی توانست به درون آن نفوذ پیدا کند. وجود کوه بیستون در کنار این هتل چشن هر بیننده ای را به خود خیره می کند. نقد دوم اینکه: اگر اوستا و متون پهلوی و شاهنامه ها و منابع عربی و پارسی دوره اسلامی روی هم رفته بررسی شود، دیده میشود که: تاریخ آریانا یا ایرانویجه اوستایی و شاهنامه ای مانند سر و ته یک کرباس، یک مجموعه به هم پیوسته و دارای مشخصات جغرافیایی و قومی و فرهنگی و ادبی و آثار باستانی ویژه است و نمی توان این تاریخ بهم پیوسته را بر اساس نقل قول های پراکنده، تکه تکه کرده و به جاهای مختلف نسبت داد.

و اَوِستا، در آنجا است که یَمَه خَشِئتَه (جمشید) بهشت آسایش (وَر جمکرد) و ناز و نوش خود را پی افکند و در آنجا زردشت دیده به جهان کشود. 1) ایرانویجه و رود داییتی (جایگاه اقامت و زندگی یَمَه هُورمک – جمشید یا کیومرث- و جایگاه گفتگوی وی با اهورا مزدا و جایگاه «ور جمکرد» – نخستین شهر و پناهگاه ساخته شده توسط جمشید- و نخستین ستایشگاه جمشید و زردشت). 3) کوه هایی مانند: «هراییتی» و «هرابرز» و «البرز» مقدس (مرکز خلقت به باور پارسیان و جایگاه مرکزی آریان ها و جایگاه پل صراط و جایگاه یَمَه و فریدون و سام نریمان و جایگاه عروج روح یَمَه به عرش) و کوه «اُپارسِین» (کوه پارس) و کوه «اُوشِیدم» (محل وحی و الهام به زردشت) و رود «راگا» ( زادگاه زردشت و جایگاه پورشسب و دغدود پدر و مادرش).

به موجب دينكرد، كتاب هفتم، بخش 2، بند 30، پورشسب (پدر زردشت) چون قرار شده كه زرتشت از تخمه و نسل وي به وجود آيد، به موجب الهامي در مييابد كه بايد از گياه مقدس «هُوم» كه بر روی درختي در كنار رود دائيتي، رسته است استفاده كند. آب سلفر در عمق ٨٠٠ مترى زمين اين منطقه وجود دارد که در بخش طبابت استعمال ميشود؛ اما امور چاه مذکور به علت آغاز جنگ هاى داخلى در کشور متوقف گرديد. یلان و ناموران در کنار آب این خاک، ایزدان را ستوده و نذر نموده و از آنان رستگاری و کامیابی درخواسته اند.

برعلاوه کارمندان صحی نیز در معرض خطر قرار دارند امکان انتقال ویروس از طریق آب ومواد غذایی نادربوده وانتقال آن در محیط کار صورت نمیگیرد. نخستین بار در سرودهای ویدی و اوستایی ذکر شده است و برای هر محقق بی طرف بسیار روشن و غیر قابل انکار است که بخش نخست سرودهای ویدی و تمام اَوِستا ، در محیط جبال هندوکش و بابا سروده شده است. به موجب دينكرد كتاب 7، بخش 3، بند 51، زرتشت از كنار رود «وِه دائيتي» به راهنمايي «بهمن امشاسپند» (فرشته بهمن) چندين بار به معراج می رود. هاشم رضی مترجم وندیداد (کتاب سوم اوستا) در باره ویژگیهای ایرانویجه در متون پهلوی چنین نوشته است: به موجب بخش دوم بُندهِش، دربارة آفرينش مادي اورمزد آمده است: پنجم: گاو يكتا آفريده را در ايرانويج آفريد، به ميانة جهان، بر بالاي رود «وِه دائيتي» كه در ميانة جهان است.

و سمرقند و مرو را در بر مي­گيرد. 1) در جای جای مختلف اَوِستا مثلا در بند 13 مِهر یشت در کنار شهرهای مرو و هرات و سُغُد، به طور جداگانه از «خوارزم» با همین نام یاد شده است. در بُندِهِش در فصل 32 بند 3 آورده است: آنگاه که زرتشت دین خود را ظاهر نمود، نخست در ایرانویج مراسم ستایش بجای آورد. در بُندِهِش در مورد کیومرث (نخستین کسی که تاریخ آریان و ایرانویجه و تاریخ بلخ با نام او آغاز میشود) نقل شده که: هُرمُزد كيومرث را در کنار رود دائيتي در ميانة جهان آفريده است.

به نظر «نِلدكه»: «اشاراتي در نوشته­هاي مقدس ايرانيان و ساير علامات ما را به قبول اين امر نزديك مي­كند كه دولتي بسيار قديمي در بلخ (سرزمين باختران) در آن طرف فلات وجود داشته است و تقريباً در آنجا مي­بايست فرهنگي عالي رشد كرده باشد.» در اين نكته كه ويشتاسب- حامي و اشاعه دهندة آيين زرتشت- بر باختر باستاني (باكتريا و هيرگان) كه بخشي از سرزمين آسياي ميانه است، فرمان مي­راند، كسي ترديد ندارد. پس، زمانی که از لحاظ جغرافیایی مسلم شود که سرزمینی به نام “پامیر” وجود دارد و یا ما صاحب آن هستیم، در آنصورت فرصت دست خواهد داد تا در بارۀ باشندگان بومی دیروز و امروزش محاسبۀ خود را انکشاف دهیم، در غیر آن جفا در حق اقوام ساکن این مرز و بوم و باشندگان آن خواهد بود.

در اینجا بود که مردم با مجاهدین همراه و همگام شدند. خود عمل، حاکى است که از چه آبى روییده شده است.وقت اندک و کار بسیار بدان که باید تخم و ریشه سعادت را در این نشأ، در مزرعه دلتبکارى و غرس کنى. البته نکته­ای که در این قسمت باید به آن اشاره شود ذکر این مطلب است که با توجه به این آیات وآیات آخر باب که تاکید بر مظلومیت “پیامبران” دارد تاکید مسیحیان بر الوهیت عیسی تامل برانگیزتر می­نماید! پیر حسین کولیوند سرپرست اورژانس کشور در گفت و گویی؛ اظهار کرد: بر اثر وقوع زمین لرزه ۴.۱ ریشتری کوهدشت لرستان که در عمق ۱۰ کیلومتری از زمین رخ داده سه تیم ارزیاب به محل اعزام شده اند.

4) در بحث رودهاي اوستا شرح بیشتر داده خواهد شد که: در اَوستا و بُندِهِش، موقعيت و مشخصات ایرانویجه و رود دائيتي بسيار روشن و شفاف بيان شده است و نيازي به چنین فرضيه بافيها نيست. دکتر پورداود اوستا شناس پیشگام ایرانی در باره ویژگی های ایرانویجه و رود داییتی نوشته است: « رود دائيتي بيش از ده بار در اوستا ذكر شده و غالبا از ايرانويج جدا نيست، لذا تعيين محل اين رود وابسته به دانستن محل كشور ايرانويج است. دالان واخان در جنوب شرقی ، آن را از خاک پاکستان جدا می سازد. در ناحیه شمالی مدینه رشته کوهی به طول تقریبی شش کیلومتر از شرق به غرب کشیده شده که به دلیل جدایی آن از دیگر رشته کوهها، «احد» خوانده می شود.در وجه نام گذاری این کوه سرخ رنگ که در شمال مدینه (4 کیلومتری مدینه) قرار دارد گفته شده: بر اثر جدایی اش از دیگر کوه های منطقه، اُحُد نامیده شده است.

محمد اسماعیل مازندرانی معروف به خواجویی یا خواجوئی یا خواجوی با نام کامل ملا محمد اسماعیل بن محمد حسین علاءالدین بن محمدرضا مازندرانی خواجوی عالم وارسته فلسفه، فقه ،یکی از بزرگترین دانشوران قرن دوازدهم هجری است.محمداسماعیل اهل مازندران بوده است .شهرت وی به اصفهانی به این سبب بوده است که محل رشد، مراحل تحصیلات و تألیفات وی در شهر اصفهان بوده است.شهرت او به «خواجویی» نیز بدان سبب بوده که وی در سال (۱۱۳۳ هـ.ق) به محله خواجو که در آن هنگام خارج از شهر اصفهان بوده ـ هجرت کرده است.

در میان مسلمانان ویهودیان به چه نامی معروف است؟ در كتب پهلوي «بِهرود» ناميده شده و نزد چينيان نيز چنين خوانده مي شده است. از آنجا به ساير نقاط ايران مهاجرت كردند «ايران ويج» ناميده مي­شود. جغرافیا و کوهها و رودهای مملکت آریانها و نام شاهان شان در یشتها که کتاب چهارم اَوِستا است، مانند: آبان یشت (یشت5) و کیان یشت (یشت19) و فروردین یشت (یشت 13) به تفصیل یاد شده است. بر ساحل رود دائيتي كه در ميانة جهان است.

در باب محل واقعي «ايران ويج» آراء متفاوتي وجود دارد، به نظر مي­رسد امروز اكثر محققان بر اين نظر باشند كه ايران ويج در شرق ايران كنوني، در منطقه­اي ميان رودهاي هيرمند و درياچة خزر باشد. به بیان دقیق تر: اگر مجموع نظرات محققان و نشانه هایی را كه در اَوِستا و متون پهلوی براي ایرانویجه و رود دائيتي ذكر شده است، در كنار هم هِشته نتيجه گيري شود، اين نتيجه بدست می آید كه ایرانویجه اوستایی از دیگر شهرهای اهورایی جدا نیست. در کتاب «زات سْپَرَم» در شرح زندگانی زردشت نقل شده است که: پيامبر اندر ماه ارديبهشت، در كنار «وِهدائيتي» به معراج ميرود.

دیدگاهتان را بنویسید